تحلیل مفهوم خودشناسی و تبیین موانع و راه حل های آن با رویکرد به تربیت اسلامی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه الزهراء، تهران ، ایران

2 دانشیار دانشگاه الزهراء، تهران، ایران

چکیده

  خودشناسی به مثابه یک روش تربیتی در نگاه اول مفهومی بدیهی و روشن به نظر می رسد. اما این مفهوم با چالش هایی در معنا رو به رو است. به این معنا که با دقت در معنای خودشناسی برداشت واحدی از آن حاصل نمی شود و این می تواند از لحاظ تربیتی مشکلاتی را در عمل ایجاد کند. هدف این مقاله، تحلیل مفهوم خودشناسی به عنوان یکی از روش های اساسی در تربیت به منظور رفع چالش های معنایی و ایجاد وحدت معنایی در آن است. به این منظور از روش تحلیل مفهومی استفاده شد. نتایج نشان داد به کمک عناصر معنایی مشترک که میان تعاریف و برداشت های مختلف از خودشناسی وجود دارد، می توان به میزان قابل توجهی به رفع تناقضات معنایی این مفهوم دست یافت. بر این اساس سه نوع خودشناسی مبتنی بر ادراکات درونی فرد، مبتنی بر ادراکات بیرونی فرد و مبتنی بر ادراکات مشترک درونی و بیرونی فرد شناسایی و بر اساس سه رابطه میان من و من، من و دیگری و من و دیگر چیز از یکدیگر تفکیک شد. سپس معلوم شد که در همه انواع خودشناسی چهار عنصر اساسی فاعل شناسا، نیاز به خودشناسی، منبع رفع کننده نیاز و تعامل وجود دارد. همچنین معلوم شد که در جریان خودشناسی همواره موانعی چون تن آسایی فکری، ناتوانایی شناختی، فاصله میان باور و عمل و عادات زیسته غلط وجود دارد. با ابتنا بر عناصر، روابط و موانع یاد شده باز تعریفی از خودشناسی به عمل آمد که به نظر می آید علاوه بر شفافیت از جامعیت و مانعیت بیشتری برخوردار است. تعریف یاد شده به تسهیل و شفافیت کار تربیتی مربیان در بهره گیری از روش خودشناسی کمک خواهد کرد.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Analyzing the Concept of Self-Knowledge as a Educational Method: An Attempt to Unify Meaning

نویسندگان [English]

  • Ali Sattari 1
  • Hojjatollah Javani 2
1 Assistant Professor, Alzahra University, Tehran, Iran
2 Associate Professor Alzahra University, Tehran, Iran
چکیده [English]

Self-knowledge as an educational method At first glance, the concept seems obvious. But the concept faces challenges in meaning. That is, precision in the sense of self is not a unified understanding of it and this can cause problems in practice in education. The purpose of this article is to analyze the concept of self as one of the basic methods of education in order to eliminate semantic challenges and create semantic unity in it. Conceptual analysis was used for this purpose. The results showed that with the common semantic elements that exist between different definitions and understandings of self, one can significantly achieve the semantic inconsistencies of this concept. Accordingly, three types of self-knowledge based on one's inner perceptions, one's outer perceptions, and one's inner and outer common perceptions were identified. In this way three types of self-knowledge separated into three relationships between: I and I, I and other, and I and other thing. Then it turned out that in all types of self, there are four essential elements: identifying agent, need for self, source of need, and interaction. It also turned out that there were always obstacles in self-knowledge such as intellectual disabilities, cognitive disabilities, distance between beliefs and practices and wrong living habits. Given the aforementioned elements, relationships, and barriers, a redefinition of self-knowledge has emerged that seems to be more comprehensive and precarious. The above definition will facilitate the transparency of the instructional work of educators in using self-knowledge.

کلیدواژه‌ها [English]

  • : self-knowledge
  • educational method
  • concept analysis
  • conceptual unity
  • Meaning