بررسی روابط ساختاری میان پنداشت‌ها و رویکردهای یادگیری علوم در دانش‌آموزان متوسطه

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار / بخش علوم تربیتی دانشگاه شهید باهنر کرمان

چکیده

هدف پژوهش حاضر، بررسی روابط ساختاری پنداشت‌های یادگیری و رویکردهای یادگیری علوم دانشآموزان متوسطه بود. جامعه آماری، دانش‌آموزان متوسطه رشته‌های علوم تجربی و ریاضی‌‌و فیزیک شهر کرمان بودند و 350 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. روایی پرسشنامه‌‌های پنداشت‌های یادگیری علوم و رویکردهای یادگیری علوم (اقتباس از لی، یوهانسن و تی‌سای، 2008) با روش تحلیل عاملی تاییدی بررسی شد. پبر این اساس، ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه پنداشت‌های یادگیری علوم 80/0 و برای پرسشنامه رویکردهای یادگیری علوم 73/0 برآورد شد. ضریب روایی همگرا (AVE) نیز برای هر یک از مولفه‌های پژوهش بین 51/0 تا 63/0 در نوسان بود. نتایج تحلیل عاملی مدل شش مولفه‌ای پنداشت‌های یادگیری علوم و مدل چهار مولفه‌ای رویکردهای یادگیری علوم نشان داد که میزان شاخص‌های برازش تحلیل عاملی تاییدی در حد مطلوب و نسبتاً مطلوب بوده و بنابرین این دو ابزار، الگوهای اندازه‌گیری قابل قبولی در جامعه دانش‌آموزان متوسطه ایرانی هستند. همچنین نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری نشان داد که‌ «افزایش دانش» قوی‌ترین پیش‌بین انگیزه سطحی و «فهمیدن و دیدن به‌شیوه‌ای جدید» قوی‌ترین پیش‌بین انگیزه عمیق بود ولی سایر مولفه‌های مربوط به پنداشت‌های یادگیری علوم، به‌طور مستقیم پیش‌بین معناداری برای راهبرد سطحی نبودند. از میان مولفه‌های مربوط به سطوح بالای پنداشت‌های یادگیری علوم نیز تنها اثر مستقیم مولفه «به‌کارگیری» بر راهبرد عمیق معنادار بود. از سوی دیگر، اثر غیرمستقیم «افزایش دانش» بر راهبرد سطحی (با میانجی انگیزه سطحی) بیشتر از تاثیر غیرمستقیم «به‌خاطرسپاری» بر راهبرد سطحی با همین میانجی بود. این نتایج نشان‌ داد که پنداشت‌های یادگیری علوم دانش‌آموزان متوسطه، رویکردهای یادگیری آن‌ها در علوم را پیش‌بینی می‌کند

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Exploring Structural Relations between Conceptions and Approaches to Learning Science among Secondary Students

نویسنده [English]

  • Asghar Soltani
Assistant Professor / Department of Education, Shahid Bahonar University of Kerman
چکیده [English]

The purpose of the present study was examining the structural relations of secondary students’ conceptions of and approaches to learning science. Statistical population were all of secondary students in Kerman city enrolled in science and mathematics courses. The sample consisted of 350 participants. The questionnaires (adopted fromLee, Johanson and Tsai, 2008) were validated employing CFA Method. Accordingly, cronbach’s alph coefficient estimated to be .80 for the conceptions of learning science questionnaire and .73 for the approach to learning science questionnaire. The AVE validity coefficient for research variables also measured to be between.51 to .63. Results of six factors model of conceptions of learning science and four factors model of approaches to learning science revealed that the fit indexes of confirmatory factor analysis were favorable and relatively favorable and so these two instruments are acceptable measurment models among Iranian students. SEM analysis also revealed that “increase of knowledge” was the strongest predictor for surface motive and “understanding and seeing in a new way” was the strongest predictor for deep motive, but other variables of COLS were not directly significant predictors to surface strategy. Among the variables of higher level conceptions of learning science, only the direct effect of “applying” on deep strategy was significant. The indirect effect of “increase of knowledge” on surface strategy (mediated by surface motive) was stronger than the indirect effect of “memorizing” on surface motive that mediated by the same mediator. The results showed that secondary students’ conceptions of science learning predict their approaches to learning science.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Structural Equation Modeling
  • Conceptions of learning science
  • Approaches to learning science
  • secondary student